طرح شکایت در اختلافات ملکی خانوادگی - چه زمانی مفید است و چه زمانی مفید نیست
در بحبوحه جدایی یا اختلافات مالی خانوادگی، ایده ارائه حکم منع فروش علیه خانه میتواند جذاب باشد. به نظر میرسد که این کار، محافظت سریع و نسبتاً کمهزینهای را در برابر فروش، تأمین مالی مجدد یا انتقالی که با آن مخالف هستید، ارائه میدهد. اخطاریه در واقع ابزاری قدرتمند است: ابزاری قابل ثبت است که میتواند از معاملات بیشتر در مورد سند مالکیت بدون رضایت متقاضی یا حکم دادگاه جلوگیری کند. اما این قدرت توسط قانون محدود شده است.
برای ارائه درخواست جکم منع فروش در ایالت نیو ساوت ولز، باید «سهم مرتبط» داشته باشید - یعنی یک ملک یا سهم قانونی در خود زمین. صرفاً امید به توافق در مورد قانون خانواده در آینده، یا ادعای کلی به عنوان همسر برای دریافت حق حکم منع فروش از طریق ادغام املاک، کافی نیست. دادگاهها و وکلای باتجربه خانواده تأکید میکنند که متأهل بودن، عملاً یا خویشاوندی، به خودی خود، حق حکم منع فروش در یک ملک خاص را برای شما ایجاد نمیکند.
نمونههای رایجی که در آنها ممکن است در یک زمینه خانوادگی، منافع قابل چشمپوشی وجود داشته باشد عبارتند از:
• شما مستقیماً برای خرید مبلغی پرداخت کردهاید، و قصد شما در یک توافقنامه یا مدرکی روشن منعکس شده است.
• شما وامی را ارائه دادهاید که با به وثیقه گذاشتن خانه تضمین شده است، حتی اگر وام مسکن ثبت نشده باشد.
• شما از طریق کمکهای مالی یا غیرمالی قابل توجه، در شرایطی که امکان ایجاد اعتماد وجود دارد، سهم عادلانهای کسب کردهاید.
در مقابل، در جایی که یکی از طرفین صرفاً انتظار دارد که احکام دادگاه در آینده طبق قانون خانواده، سهمی از دارایی خالص را به او اختصاص دهد، قانون حکم داده است که این امر، شزایط صدور حکم منع فروش ایجاد نمیکند؛ راه حل آنها درخواست صدور حکم منع یا حکم به مالکیت است، نه ارائه درخواست حکم منع فروش.
ارائه اخطار بدون مبنای معتبر عواقبی را به همراه دارد. مالک ثبت شده میتواند اخطار فسخ صادر کند و دارنده حکم منع فروش را مجبور کند تا در مدت کوتاهی مراحل قانونی را برای توجیه حفظ اخطار در مالکیت آغاز کند. اگر دادگاه بعداً هیچ منفعت قابل توجهی پیدا نکند، میتواند دستور باطل کردن حکم را صادر کند و ممکن است هزینهها یا غرامت خسارات ناشی ازحکم نامناسب، مانند فروش ناموفق یا هزینههای بهره اضافی، را تعیین کند.
برای مثال، همسری را در نظر بگیرید که هرگز سند مالکیت نداشته اما در طول سالهای متمادی به طور قابل توجهی در بازپرداخت وام مسکن و نوسازی آن مشارکت داشته است. اگر همسر دیگر ناگهان بخواهد خانه را بفروشد و به ایالت دیگری نقل مکان کند، ارائه درخواست منع فروش میتواند مناسب باشد، که با شواهد مربوط به مشارکتها و مشاوره حقوقی مبنی بر اینکه سود منصفانه قابل بحث است، پشتیبانی میشود. این را با سناریویی مقایسه کنید که والدینی، سالها پس از هدیه دادن پول به عنوان ودیعه بدون هیچ مدرکی، به دلیل نارضایتی از شریک جدید فرزندشان، درخواست وثیقه میکنند. بدون شواهد روشن از وام یا امانت، این امر میتواند به عنوان استفاده نادرست از سیستم منع فروش مورد حمله قرار گیرد.
درس عملی این است که اخطار باید بخشی از یک استراتژی حقوقی گستردهتر باشد، نه یک واکنش غیرارادی. قبل از ثبت درخواست، در مورد اینکه آیا حق فسخ شما قابل فسخ است یا خیر، چه شواهدی از آن پشتیبانی میکند و اینکه آیا گزینههای دیگر - مانند احکام فوری خانواده یا توافقات مذاکره شده - مناسبتر هستند، مشاوره بگیرید. اخطارها اگر به درستی استفاده شوند، میتوانند از منافع واقعی ملک در مواقع آشفته محافظت کنند. اگر با بیدقتی استفاده شوند، میتوانند یک اختلاف بد را بدتر کنند و شما را در معرض خطر قابل توجهی قرار دهند.
این مقاله صرفاً اطلاعات عمومی است و مشاوره حقوقی محسوب نمیشود. قبل از هرگونه تصمیمی در مورد خرید ملک به همراه خانواده، باید مشاورهای متناسب با شرایط خاص خود دریافت کنید.